هنگامی که افراد در یک تیم از امنیت روانی برخوردار باشند، احساس میکنند میتوانند کمک بخواهند، اشتباهات را بپذیرند، نگرانیها را مطرح کنند، ایدهها را پیشنهاد کنند، و راههای کار و ایدههای دیگران در تیم، از جمله ایدههای صاحبان قدرت را به چالش بکشند.
از طریق این صداقت و صراحت، خطرات کاهش مییابد، ایدههای جدید تولید میشوند، تیم میتواند آن ایدهها را اجرا کند و همه احساس میکنند که شامل آن میشوند. ایجاد امنیت روانی نه تنها نتایج سازمانی را بهبود می بخشد، بلکه کار درستی است.
· فقدان ایمنی روانییکی از عوامل اصلی فاجعه چرنوبیل بود
در سال ۱۹۸۶، نیروگاه چرنوبیل با یک فاجعه بزرگ روبرو شد که به طور مستقیم ۳۱ نفر را کشت و تخمین زده می شود که به طور غیرمستقیم بیش از ۴۰۰۰ کشته برجای بگذارد. در حالی که خود نیروگاه دارای طراحی ذاتاً ناایمن بود، فرهنگ روسیه در آن زمان باعث افزایش نگرانی ها نشد. یا صحبت کردن در مورد اشتباهات ترس از اقتدار و نیاز به جلب رضایت اربابان سیاسی منجر به ایجادیک فرهنگ ترس محور شد.
تاریخچه ایمنی روانی

اولین بار توسط شاین و بنیس در دهه ۱۹۶۰ شناخته شد، ایمنی روانی اولین بار به عنوان پدیده گروهی تعریف شد که خطرات بین فردی را کاهش می دهد. به نقل از مقاله شاین و بنیس “تغییر شخصی و سازمانی از طریق روش های گروهی: رویکرد آزمایشگاهی” در سال ۱۹۶۵، ایمنی روانی “اضطراب فرد را در مورد پذیرفته شدن و ارزشمند بودن” کاهش می دهد.
دمینگ، در ۱۴ نکته برای مدیریت، نکته ۸ را نیز در مورد کاهش ترس از ریسک پذیری بین فردی مطرح می کند: “ترس را از بین ببرید، تا همه بتوانند به طور موثر برای شرکت کار کنند”. این امر نشان دهنده تغییر فزاینده در احساسات در آن زمان است.
تعریف ایمنی روانی

پس از آن، در سال ۱۹۹۹، دکتر امی ادمونسون در حال مطالعه تیم های بالینی و تعداد اشتباهاتی بود که تیم های مختلف مرتکب شدند. او در طول تحقیقات خود متعجب شد وقتی که فهمید تیم هایی که تعداد نتایج خوب بالاتری داشتند در واقع اشتباهات بیشتری نسبت به تیم هایی با نتایج خوب کمتری مرتکب شدند.
اینیک نتیجه شگفتانگیز بود، اما پس از بررسی بیشتر، دکتر ادمونسون دریافت که در واقع آن تیمهایی که نتایج بهتری داشتند اشتباهات بیشتری را پذیرفتند، در حالی که تیمهایی با نتایج خوب کمتر احتمال بیشتری داشت اشتباهات خود را پنهان کنند. در نتیجه، دکتر ادمونسون مفهوم ایمنی روانشناختی را تدوین کرد، یعنی: این باور که فرد به دلیل صحبت با ایدهها، سؤالات، نگرانیهایا اشتباهات تنبیهیا تحقیر نمیشود و تیم برای ریسکپذیری بین فردی ایمن است.
دکتر ادمونسون یکی از پژوهشگران علم روانشناسی نشان داد که ایمنی روانییک عامل کلیدی در عملکرد تیم است و همچنان در بیان اهمیت ایمنی روانشناختی در همه زمینههای کار و زندگی پیشتاز است و به معنای واقعی کلمه کتاب ایمنی روانی را نوشت.
ایمنی روانی زیربنای عملکرد تیم است
به بهترین تیمی که در آن عضو بوده اید فکر کنید. این می تواند یک تیم ورزشی،یک تیم تجارییا گروه دیگری از افراد با یک هدف مشترک باشد. عضویت در آن تیم احتمالاً احساس خوبی داشت، حتی ممکن است انرژی بخش و الهام بخش باشد. زیرا آن تیم احساس امنیت می کرد که خودشان باشند. آنها و شما به احتمال زیاد در اعتراف به اشتباهات، درخواست کمک و حتی به چالش کشیدن ایده های دیگر اعضای تیم بدون ترس از تحقیریا خجالت آزاد هستید.
حالا به یکی از بدترین تیم هایی که در آن عضو بوده اید فکر کنید. شاید شما احساس می کردید که بایدیک «نقاب» استعاری به چشم بزنید، و نسخه متفاوتی از خودتان باشید تا در آن جا شوید.به احتمال زیاد، شما در این تیم احساس «امنیت» نمیکردید.
وقتی به سطوح ایمنی روانی فکر می کنید، به این دو تیم فکر کنید. ایمنی روانییک عامل “روشن یا خاموش” باینری نیست، بلکه یک مقیاس کشویی است. تیم ها (و اعضای آن تیم ها) آن را به درجات مختلف در اختیار دارند. بهترین تیمی که در آن حضور داشته اید احتمالاً مالکیت زیادی داشته است، در حالی که بدترین تیم احتمالاً مالکیت زیادی نداشته است.
تفاوت بین رهبری و مدیریت از دیدگاه روانشناسی

مهم است که تفاوت بین این دو روش را تشخیص دهیم. گریس هاپر غیرقابل شک زمانی اظهار داشت که “شما امور را مدیریت می کنید، مردم را هدایت می کنید.” منظور او این بود که مدیریت شامل تمام فرآیندها، ابزارها و کنترلهایی است که برای کارکرد مؤثر افراد باید وجود داشته باشند،
در حالی که رهبری از نظر دامنه وسیعتر است و برای مثال شامل تعیین جهت، تصمیمگیری استراتژیک، حمایت میشود و انگیزه دادن به مردم و بالا بردن افراد برای رسیدن به بالاترین پتانسیل خود.در عمل، این بدان معنی است که نه مدیریت و نه رهبری را نمی توان نادیده گرفت.
برای اینکه افراد بتوانند عملکرد خوبی داشته باشند و از ایمنی روانی برخوردار باشند، باید در محیطهایی کار کنند که ایمنی، هزینهها، ابزارها و فرآیندها به طور موثر مدیریت شوند. اگر یک تیم ندانند چگونه یا در واقع چه چیزی را ارائه دهند، نمی توانند ارائه دهند.
· ایمنی روانی مهمترین عامل در تیم های با عملکرد بالا است: تیم های با عملکرد بالا خوشحال هستند.
به طور مشابه، گزارشهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ «وضعیتDevOps» به طور مداوم نشان میدهند که ایمنی روانییک عامل اساسی و اساسی در عملکرد تیم ارائه نرمافزار و همچنین عملکرد سازمانی به طور گستردهتر است.
گونه شناسی های فرهنگی وستروم
دکتر ران وسترم در سال ۲۰۰۳ در مورد “نوع شناسی فرهنگ های سازمانی” نوشت که نشان دهنده چگونگی جریان اطلاعات در یک سازمان است. وی نوشت: «فرهنگ سازمانی رابطه پیشبینیکنندهای با ایمنی دارد و انواع خاصی از فرهنگ سازمانی ایمنی را بهبود میبخشد…»
یعنی: از آنجایی که جریان اطلاعات تأثیرگذار است و نشاندهنده سایر جنبههای فرهنگ است، میتوان از آن برای پیشبینی چگونگی سازمانها نیز استفاده کرد. یا قسمت هایی از آنها در هنگام بروز مشکلات رفتار خواهند کرد.
اگر در زندگی خود دچار عدم ایمنی روانی شده اید می توانید با مشاوران ما جلسه مشاوره روانشناسی در yariway داشته باشید.
چهار مرحله ایمنی روانی
تیموتی آر کلارک در کتاب خود “چهار مرحله ایمنی روانی” مدلی از چهار “مرحله” ایمنی روانشناختی را توصیف کرد که تیم ها می توانند از مرحله ۱ به مرحله ۴ پیشرفت کنند.
۱. ایمنی گنجاندن
اعضا از تعلق داشتن به تیم احساس امنیت می کنند
۲. ایمنییادگیرنده
اعضا می توانند از طریق پرسیدن سوال یاد بگیرند
۳. ایمنی مشارکت کننده
اعضا احساس امنیت می کنند که ایده های خود را به اشتراک بگذارند
۴. ایمنی چالشگر
اعضا می توانند ایده های دیگران را زیر سوال ببرند یا تغییرات قابل توجهی را پیشنهاد کنند
مدل مفید دیگر برای توسعه تیم، مدل توسعه تیم تاکمن است، که در آن تیمها «فرم»، «طوفان»، «هنجار» و در نهایت «اجرا» هستند. تنها در تیمهای ایمن روانشناختی است که عملکرد واقعی به دست میآید، زیرا این مرحله مستلزم توانایی اعضای تیم برای اعتراف و درس گرفتن از اشتباهات و مشارکت و چالش ایدهها است. رسیدن به این مرحله به عنوان رهبر یک تیمیکی از اهداف شماست.
اندازه گیری ایمنی روانی
اندازه گیری ایمنی روانی واقعاً مهم است و خوشبختانه بسیار آسان است. شما میتوانید این کار را در تیم خود یا در کل سازمان انجام دهید: یکی از راههای انجام آن از طریق نظرسنجی است که درخواست موافقت با اظهارات متعددی را دارد که میزان ایمنی روانییک تیم را منعکس میکند.
آیا می توان از نظر روانی “بیش از حد” ایمن بود؟
خلاصه نه با این حال، مهم است که ایمنی روانی را از ایمنی وجودییا سایر انواع دیگر متمایز کنیم. یک تیم کوهنوردی در حال صعود به K2 به درجات بسیار بالایی از ایمنی روانی نیاز دارد تا بداند که هم تیمی هایشان از یکدیگر حمایت می کنند و نگرانی هایشان را هر چند کوچک بی خطر می کنند. ایمنی وجودی آنها بسیار پایین است و آنها در خطر واقعی مرگ در کوه هستند: اما ایمنی روانی بالای آنها به حداکثر رساندن شانس موفقیت آنها و عدم مرگ در کوه کمک می کند.
سه اصل ایمنی روانی
سه رفتار اصلی رهبری وجود دارد که از ایمنی روانی در تیم حمایت می کند. اینها ممکن است ساده به نظر برسند، اما در عمل به تک تک رفتارهای رهبری و هر جنبه ای از ارتباطات گسترش مییابند. این سه رفتار اصلی (با تشکر از امی ادمونسون برای تدوین این موارد) عبارتند از:
(۱دیدگاه به عنوان یک مشکل یادگیری، نه یک مشکل اجرا. همه چیزیک آزمایش است. نتیجه کار نباید منحصراً خروجی باشد. همچنین بایدیاد بگیرد که دفعه بعد چگونه آن را بهتر انجام دهد.
۲)خطاپذیری خود را بپذیرید. با اعتراف به زمانی که اشتباهی مرتکب می شویدیا پاسخ آن را نمی دانید، به دیگران اجازه می دهیدکه در واقع، آنها را تشویق کنید که همین کار را انجام دهند.
۳)مدل کنجکاوی و سوال پرسیدن. کنجکاو بمانید، از دیگران بپرسید که چه فکری می کنند، و از آنها بخواهید که مشارکت کنند. با پرسیدن سوال و درخواست کمک، فضایی ایجاد میکنید و نیازی به صحبت کردن افراد ایجاد میکنید که برای ایمنی روانی و تیمهایی با عملکرد بالا ضروریاست.
فواید ایمنی روانی:
· افزایش احتمال نوآوری موفق، که منجر به زمان سریعتر برای ورود به بازار میشود.
· افزایش توانایی براییادگیری از اشتباهات، که منجر به مشکلات یا قطعی های کمتر، کیفیت بالاتر و بهبود حاکمیت و کنترل می شود.
· افزایش گزارش نگرانی ها و مسائل امنیتی، که منجر به کاهش خطرات امنیتی، بهداشتی و ایمنییا حوادث عدم انطباق می شود.
· افزایش مشارکت کارکنان، که منجر به کاهش نرخ انحراف و کاهش هزینه های مربوط به استخدام و غیبت می شود.
· بهبود شهرت و در نتیجه افزایش توانایی برای استخدام بهترین افراد.
اساساً، ایجاد امنیت روانی نه تنها برای اعضای تیم شما کار درستی است، بلکه برای کسب و کار یا سازمان شما نیز کار درستی است.













